سه‌شنبه سرد

درباره نویسنده

آزاده مهرآئین

جمله‌ها و ترکیب‌هایی مانند «در تار و پود روزهایم سرگردانم»، «تارهای عنکبوت تنیده در لابه‌لای آمدنت»، «سـرازیری دسـت و پا بسـته و پنهـان»، «خمیازه‌های مبهوت و خردشـده‌ی شـب‌های بیروزنـه» و ترکیبات ناب دیگـر، تجربه‌ی زبان شـاعرانه را از همـان اوایـل دفتـر به رخ می‌کشـند. در محتـوا نیز ایـن ترکیبات در بردارنده‌ی مفاهیم تنهایی، نرسـیدن، ملال، سرگردانی و اسارت‌اند و این نشانه‌ها عنصر غالب در ادبیات معاصر ما به شمار می‌روند. در برابر این بدبینی‌ها، ادبیات معناگرا و خوشبینانه در روزگار کنونی ما چشمگیر نیستند. سهراب سپهری شاعری معناگراست و در مقابل، شاعران دیگر چون احمد شاملو و فروغ فرخزاد هستی را از معنا تهی می‌کنند. گوینده‌ی شعر دفتر پیش‌رو، در همین حال که عناصر نسبتاً بدبینانه‌ی یاد شده را دارد، به معناگرایی نیز نزدیک می‌شود: «تو ای همیشه خوب! از سـیب بگـو، از بابونـه، انار.» وی به معناهای نزدیک و دم دسـتی پنـاه می‌برد و می‌گوید: از عشق بگو… «در وادی نرسیدن‌های دو دست/ در امتداد بوی غمگین خاک خفته/ در عطر وهم‌انگیز باران/ که می‌گذرد از لابه‌لای پرچین‌ها» که من این معناگرایی دخترانه را ایمان زنانه نامیده‌ام. تأکید می‌کنم که فرخزاد در شعرهایش گاه به معناگرایی سپهری‌وار رو می‌کند، اما در پایان به عنصر غالب روزگار خود یعنی به جنبه‌های شاملویی می‌پیوندد، اما تیشه برسر هر دو را یکجا در هم می‌آمیزد.
دکتر علی تسلیمی
16/11/1398

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سه‌شنبه سرد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *