ادبیات گزارهگردانی و دگرگونسازی روایتها و ناروایتها به گزاره و روایتی تخیلی است که به واژهها و دالها و نه مصداقها مینگرد و حتی روایتها را میشکند. داستان، گزارهگردانی در نثر و پاراگراف است و شعر گزارهگردانی در بند، اما معمولاً فشردهتر و چشمگیرتر. هنگامیکه میگوییم «شعرِ تری سرودم»، بهگونهای ساده از «آب تر است»، گزارهگردانی کردهایم. اما اگر بگوییم «من شعر میپاشیدم و درختان میرقصیدند»، نشانهها را غیرعادیتر کرده و گزارهگردانی پیچیدهتری ارائه دادهایم و هنگامیکه بگوییم «من اسب میپاشم» گزارهگردانیاش مصداق را گریزپاتر میکند. اگر بدون این مقدمات گفته میشد «من اسب میپاشم» کل گزاره چونان دالی بیمصداق...