دو اثر_دو پنجره برای دیدن و شنیدن
_ نگاهی به ” نقد و تحلیل افسانه های گیلان ” و ” گزاره هایی در ادبیات معاصر ایران” از علی تسلیمی
پژوهش و پژوهیدن از الزامات دنیای امروز است، بویژه در جامعه ی همانند جامعه ی ما که گفتار شفاهی در اولویت بوده است. علی تسلیمی یکی از کسانی است که راه مخالف رفته و به اقدام پژوهی روی آورده است. او پژوهنده ی نامه های ایرانی است، او کسی است که هم بینش روشن داشته و هم دانش درست درمان. علی تسلیمی را با کتاب هایش باید شناخت. او طیف های وسیعی از نوشتار _ از نقد ادبی گرفته تا ترجمه و پژوهش و گزارشات ادبی را درکارنامه اش دارد. یکی از کارهای ارزشمند ایشان “نقد وتحلیل افسانه های گیلان”است که با نام اصلی” گذر از جهان افسانه” منتشر شده است. این کتاب پژوهشی است کاربردی و مهم، از این نظر که به جای گردآوری صرف افسانه ها_ رویه های معمول _ به تحلیل افسانه ها نشسته و درصدد ارائه دادن یک گزارش علمی و مستند از آنها برآمده و کوشیده با کنار زدن پرده از صورت افسانه ها ماهیت و انگیزه و هدف و پیامشان را روشن کند. ” نقد و تحلیل افسانه های گیلان” نگاهی است به ذهنیت های قومی و به پدیدار رساندن آن. نویسنده کتابش راددر ۹ فصل گنجانیده و با رویکردهای متنوع زبان شناختی، جامعه شناختی، اسطوره ای و روانکاوی و فلسفی به افسانه های گیلان پرداخته است. در کنار این ها، او از رویکرد ادبی نیز غافل نشده و به فراخور سخن، نیز از فرم، ساختار، نشانه شناسی و ریخت شناسی در تحلیلش بهره برده و مواد و محتوایی افسانه ها را در نحوه آفرینش، مسخ شدگی و تناسخ، قهرمانان و طبقه و کاست مورد پژوهش قرار داده است. در این پژوهش چند نکته حائز اهمیت است:
_ مکان پژوهشی
_ ریشه شناسی و ریخت شناسی افسانه ها
_خوانش علمی
نویسنده کوشیده از مجرای افسانه پژوهی مخاطب را به شگردهای راویان افسانه سرا آشنا ساخته و ذهنیت مردمان را بکاود و در اقدامپژوهی خویش به نکات جالب توجه ای نیز رسیده است.او می گوید گیلانی ها با توجه به تسخیرناپذیر بودن تاریخی خود در قیاس با دیگر اقوام کمتر از ” مکانیسم جبران” استفاده کرده و به قهرمان پردازی روی آورده اند ” در گیلان به علت خصیصه های جغرافیایی اش کمتر می توان از شکست سراغ گرفت. و اگر شکستی بود و قوم مهاجمی در این سرزمین نفوذ می کرد، دوام نمی آورد. موقتی بود و در گل فرو می رفت. ص۶۳” این سخن نه ادعاست و نه گزافه و به جهت تاریخی مستند است و مصداق واقعی آن هم درشاهنامه _ دیوهای مازندران و گیلان_ قابل رویت است و هم در مبارزه اسپهبدان و سپهسالارانی خطه شمال با سرداران عرب. و نکته دیگری که پژوهنده به آن اشاره کرده این که ” در افسانه های گیلان از کنیزان اطلاعات چندانی در دسترس نیست و ظاهرا داشتن کنیز در گیلان کمتر از سرزمین های دیگر مرسوم بوده است ص۶۰” و باز بیشتر این نکته که به جابجایی در روایات افسانه ها اشاره می کند وآورده ” در افسانه های گیلان به جای صفت بد از ” کافر” به جای واژه خوب از ” مسلمان” یاد می کنند و با این مرزبندی ها آگاهی کاذب وبینش ایدئولوژیک محدود کننده تری را فراهم ساخته اند ص۸۳” این ها پاره ای از مسائل تازه در این اثر است. از دیگر نکات قابل توجه محتوایی کتاب، رفتن به ریشه هاست. نویسنده افسانه را به گذشته های دور و در غبار می برد و امروز را به اساطیر پیوند می زند. دانش خوب نویسنده از متون و اساطیر کار را عمیق کرده و از متون اوستایی تا ودایی و اروپایی به این پژوهیدن یاری رسانده است. نکته ی دیگری که در این نوشته بنظرم جالب آمد و دریافت شخصی مناست، اشتراک موضوع و مضمون قصه ها وافسانه هاست که یک قصه و مضمون با تغییراتی جزیی در جاهای دیگر نیز قابل روئیت است از جمله قصه ” کوکو” یا ” خر و پلنگ” که در مناطق دیگر ” خر و شیر” ذکر شده است که شباهت آن به این افسانه وافسانه ” شال ترس محمد و شغال و دیو” ویژه است که در منطقه آبدانان از استان ایلام به جای ” دیو” ” خر” وجود دارد. این کتاب پر از نکته و باریک اندیشی است. نویسنده نقد نمی کند بیشتر نمایش می دهد و از این نظر منع و محدودیتی برای مخاطب فراهمنمی آورد اما این بهمعنا بی قضاوتی و بی طرفی نیست و از لابلای سطور و نوشتارها می تواند قصد ومنظور نویسنده از سخن را دریافت. در مجموع این کتاب کتابی ضروری است از این نظر که هم مجال شناخت اجتماعی از یک قومیت خاص را می دهد و هم با بررسی این قصه ها، ما به تناسخ آگاهی می رسیم و با مخالف خوانی می توان از ذهنیت امروز به ذهنیت دیروز رسید و دریافت که این افسانه ها معلول چه عواملی بوده و مواد تشکیل دهنده آنها چه بوده و برپایه چه نیازهای روانی شکل گرفته اند.
رضا روشنی
مهرماه_ یکهزار و چهارصد و دو